آیا ما خود بی نام و نشانیم
دوستان بسیاری از نامهای تازی که در بین ما ایرانیان رایج است در میان خود عرب ها به هیچ وجه متداول نیست آنهم بعنوان عشق و تعصب ویژه ای که نسبت به برخی شخصیتهای تاریخ اسلام(اعراب)داشته و دارنند!!!.اما بی تردید پدران ومادران اگر با ریشه ی این نامها آشنایی داشتند هرگز این نامهای نازیبا و انیران را بعشق شخصیتهای تاریخی تازی بروی فرزندان خود نمی نهادنند.حال گوشه ایی از این نامهای تازی را برای ایرانیان معرفی میکنیم.
ام کلثوم:ام به چم مادر کلثوم به چم خیکی و چاق.
خدیجه:جنین سقط شده ی شتر.
حفصه:هسته خرما و یا زن سیاه وزشت.
سمیه:از سم می آید و به اندازه ی زهری که در چیزی باشد گویند.
بتول:زنی که هوس مرد و همخوابگی دارد.
سکینه:که مسکین با آن هم خانواده است و به زنی گدا بیچاره و خوار گویند.
رقیه:که از ریشه ی رق آید و به چم جادو و افسون و نیرنگ است.
عذرا:به آنچیزی که سوراخ نشده باشد گویند.
فاطمه:از فطم می آید و به چم بچه شتر ماده از شیر گرفته شده است.
جعفر:ماده شتری که شیر بسیار داشته باشد .
ذبیح:به هر چهار پایی که گلویش را ببرند گویند و از ذبح میآید به چم گلو بریده.
باقر:که از خانواده ی بقره است به گاو نر چاق میگویند و تازی های جاهلی به هرکس که خیلی چیز میدانست و فهمیده بود باقرالعلوم میگفتنند به چم اینکه آن کس همچو گاو چیز داند و ما در پارسی روز مره مانند آن را داریم و با پوزش از دوستان که این مثل را ناگزیر بکار میبرم ودر پارسی روز مره شنیده اید که گویند یارو خر زور است به چم مانند خر زور مند است و این مثل همانند باقرالعلوم است اما در چمی دگر.
عباس:از عبس آید به چم اخمو ترشرو ترسناک و بد خو.
عثمان:بچه مار
کاظم:از کظم آید به چم لال گنگ و بی زبان و خاموش است.
هاشم:به نان فروش دوره گرد گویند.
حیدر :این نام از دو واژه تازی و پارسی درست شده حی به چم زنده و در به چم دریدن میباشددر کل حیدر به کسی گویند که کسی را زنده زنده بدرد.
صغرا:کوچک و پست و اصغر نیز از همین خانواده است به چم کوچکتر میباشد.
کلب:به چم سگ میباشد که برخی از هم میهنان ما متاسفانه کلبعلی یا کلبحسین نام دارند که اینها خود دانید به چه چمی است (سگ علی و سگ حسین)یعنی تا این حد خود نشناختن!!!!!
غلام :از ریشه ی غلم است و به پسر بچه هایی که از آنان بهره وری جنسی میکنند اطلاق میشود ولی برخی به غلط فکر میکنند که این نام معنی نوکر میدهد که باید گفت دوستان در عرب نوکر از عبد می آید نه غلم.
حال بیایید بیندیشید که ما برای یک سری تعصب های توخالی چه نامهایی را بر روی کودکان آریایی میگذاریم و جالب اینجاست که در تمامی کشور های تازی شما این نامها را بروی آنان نمی بینید چون آنان بدرستی معانی آنان میدانند پس بیایید بیشتر به ایرانیت خود اندیشه کنیم.شاد زیو مهر افزون.
پایان
روز انارم از ماه خورداد
