تبليغاتX
فرایران را میستایم

فرایران را میستایم

تاریخی فرهنگی

آیا ما خود بی نام و نشانیم

بخشنودی اهورا مزدا 

دوستان بسیاری از نامهای تازی که در بین ما ایرانیان رایج است در میان خود عرب ها به هیچ وجه متداول نیست آنهم بعنوان عشق و تعصب ویژه ای که نسبت به برخی شخصیتهای تاریخ اسلام(اعراب)داشته و دارنند!!!.اما بی تردید پدران ومادران اگر با ریشه ی این نامها آشنایی داشتند هرگز این نامهای نازیبا و انیران را بعشق شخصیتهای تاریخی تازی بروی فرزندان خود نمی نهادنند.حال گوشه ایی از این نامهای تازی را برای ایرانیان معرفی میکنیم.

ام کلثوم:ام به چم مادر کلثوم به چم خیکی و چاق.

خدیجه:جنین سقط شده ی شتر.

حفصه:هسته خرما و یا زن سیاه وزشت.

سمیه:از سم می آید و به اندازه ی زهری که در چیزی باشد گویند.

بتول:زنی که هوس مرد و همخوابگی دارد.

سکینه:که مسکین با آن هم خانواده است و به زنی گدا بیچاره و خوار گویند.

رقیه:که از ریشه ی رق آید و به چم جادو و افسون و نیرنگ است.

عذرا:به آنچیزی که سوراخ نشده باشد گویند.

فاطمه:از فطم می آید و به چم بچه شتر ماده از شیر گرفته شده است.

جعفر:ماده شتری که شیر بسیار داشته باشد .

ذبیح:به هر چهار پایی که گلویش را ببرند گویند و از ذبح میآید به چم گلو بریده.

باقر:که از خانواده ی بقره است به گاو نر چاق میگویند و تازی های جاهلی به هرکس که خیلی چیز میدانست و فهمیده بود باقرالعلوم میگفتنند به چم اینکه آن کس همچو گاو چیز داند و ما در پارسی روز مره مانند آن را داریم و با پوزش از دوستان که این مثل را ناگزیر بکار میبرم  ودر پارسی روز مره شنیده اید که گویند یارو خر زور است به چم مانند خر زور مند است و این مثل همانند باقرالعلوم است اما در چمی دگر.

عباس:از عبس آید به چم اخمو ترشرو ترسناک و بد خو.

عثمان:بچه مار

کاظم:از کظم آید به چم لال گنگ و بی زبان و خاموش است.

هاشم:به نان فروش دوره گرد گویند.

حیدر :این نام از دو واژه تازی و پارسی درست شده حی به چم زنده و در به چم دریدن میباشددر کل حیدر به کسی گویند که کسی را زنده زنده بدرد.

صغرا:کوچک و پست و اصغر نیز از همین خانواده است به چم کوچکتر میباشد.

کلب:به چم سگ میباشد که برخی از هم میهنان ما متاسفانه کلبعلی یا کلبحسین نام دارند که اینها خود دانید به چه چمی است (سگ علی و سگ حسین)یعنی تا این حد خود نشناختن!!!!!

غلام :از ریشه ی غلم است و به پسر بچه هایی که از آنان بهره وری جنسی میکنند اطلاق میشود ولی برخی به غلط فکر میکنند که این نام معنی نوکر میدهد که باید گفت دوستان در عرب نوکر از عبد می آید نه غلم.

حال بیایید بیندیشید که ما برای یک سری تعصب های توخالی چه نامهایی را بر روی کودکان آریایی میگذاریم و جالب اینجاست که در تمامی کشور های تازی شما این نامها را بروی  آنان نمی بینید چون آنان بدرستی  معانی آنان میدانند پس بیایید بیشتر به ایرانیت خود اندیشه کنیم.شاد زیو مهر افزون.

                                                                                                          پایان

                                                                                             روز انارم از ماه خورداد

                                           

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 15:46  توسط آریانا  | 

سرابی بنام مزدک

ادامه ی جستار

اینکه مزدک چگونه باپادشاه وقت مربوط میشود بر کسی معلوم نیست اما پیداست قباد در دوره ی اول پادشاهی خود (۴۹۸-۴۸۸م)به این آئین درامده ولی با شورش نجبا و اشراف مجبور به فرار سوی کشور هیتالان میشود و در سال ۴۹۸یا۴۹۹م با یاری خاقان بهتخت ایران بازمیگردد ولی این بار رفتار او با آنان با احتیاط است از همین وقت افکار کمونیست گونه ی این فرقه در عامه رسوخ میکند پس مبلغین و سردسته هایی قیام میکنند و در هر سو دست به غارت وتاراج اموال مردم میزنند ودر منازل نجبا شده دارایی و زنان آنان را به یغما میبرنند ودر گوشه و کنار زن و مال مردمان را به تملک خود درآرند .از نوشته های ایرانی وتازی در مورد اصلاحات خسرو پیداست که این گروه چه خرابیها کرده اند ..واما واقعه ی کشتار آنان در آخر سال ۵۲۸ یا اوایل ۵۲۹ م بوده و علت آن جز موارد گفته شده نقشه ای بود که مزدکیان قصد داشتند کاوس پسر دیگر کواذ (قباد)که مزدکی بود علیرغم خواست شاهنشاه که ولیعهدی رابه خسرو داده بود  آن فرقه کاوس را با دسیسه به تخت بنشانند و انوشیروان را از کیان و تاج بی بهره کنند .از این رو مجلس مباحثه مذهبی تشکیل دادنند و تواناترین مباحثان از میان موبدان انتخاب شدنند و اسقف عیسویان نیز در مخالفت با زرتشتیان همداستان بود . طبعن مزدکیان در این گفت و شنود شکست خوردنند و سربازانی که آنان را احاطه کرده بودنند آنان را از دم تیغ گذراننددند و همگی از جمله خود مزدک جان باختنند و این فتنه با درایت خسرو انوشیروان  به تاریخ پیوستدر این باره جسته و گریخته به سروده های فردوسی بزرگ در این باره نگاهی میکنیم.

                 بتاراج داد آنکه بودش بشهر            بدان تا یکایک بیابد بهر

                 دویدنند که هر کس بد گرسنه        بتاراج گندم شدنند از بنه

                چو انبار شهری چه آن قباد           یکدانه گندم نبودنند شاد

               چو دیدند رفتند کارآگهان              بنزدیک بیدار شاه جهان

              که تاراج کردنند انبار شاه              بمزدک همی باز گردد گناه

             همی گفت  هر کو توانگر بود          تهیدست با او برابر بود

             زن و خانه و چیز بخشیدنیست        تهیدست کس با توانگر یکیست

            گراید ونکه اورا بود راستی               شود دین زرتشت در کاستی

           چو راه فریدون شود نادرست          عزیز و مسیحا و هم زند و است

دوستان اندیشه ی اینکه روزی زن این گوهر آفرینش روزی  اشتراکی شود لرزه بر اندام آدمی بیندازد تا چه برسد مزدکیان میخواستند جامه ی عمل به آن بپوشانند و همچنین راه نیاکانی که همانا راه فریدونی بوده و مهمتر از همه دین نیاکانیمان از این سروده ها پیداست داشت آسیب بزرگی میخورد که آن فرقه سرکوب شدنند.                                                              پایان

                                                            روز رشن از ماه خورداد

            

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 10:2  توسط آریانا  | 

سرابی بنام مزدک

بخشنودی اهورا مزدا

دوستان ماجرای مزدک در این اواخر با خیلی چیزها گره خورده بود مثلن آندسته از کسانی که با رژیم پیشین(نظام شاهنشاهی)مخالف بودنند ویژه چپی ها کمونیست ها ودر کل جهان وطنان بی وطن بجز نویسنده های خارجی که کارشان این بود که از شوکت ایران باستان در مقابل تمدن یونانی بکاهند این قضیه ی مزدک را پیراهن عثمان کردنندبرای اینکه ایرادی بر نظام شاهنشاهی چه درست چه غلط بگیرند ودانسته بخواهند از بزرگی پادشاهان باستانی مان که جز فخر غرور براستی ستودنی برای نژاد آریایی بودنند را بکاهند و همچنین دهن کجی به شاه پیشین که افتخار به آنان میکرده باشند و ما را یک عمر از راستی های این ماجرا دور نگاه داشتند ودر تمجید از مزدک و نکوهش پادشاه با عظمت ایران خسرو انوشیروان از همدیگر سبقت میگرفتند ومارا به بیراهه بردنند و آنطور وانمود میکردنند مزدک ایران را به آرمان شهر بدل کردی اگر مجال بودی ولی شاهان نگذاشتند واین سرشت شاهان است وبا این اراجیف من وامثال را گمراه کردنند تا اینکه خود بران شدم راستی این ماجرا را دریابم و با خواندن متون ویژه شاهنامه فردوسی حقیقت این ماجرا را برای همگان بیان کرده.ودر این بین در موردحقانیت  واکنش خسرو انوشیروان شاهنشاه بزرگ ایرانیان پی بردم.

دوستان البته اینجا باید بگویم که من با خونریزی با هر شکلی مخالف سرسختم اما دوستان شما شرایط آن دوران هم در نظر داشته باشید و به عملکرد مزدکیان که ایران را به ورطه فحشا وهرج ومرج کشانده بودنند و توطئه علیه کیان پادشاهی خود  و دین نیاکانی را یک پادشاه با آن بزرگی چگونه باید تحمل میکرد .مزدک بامداد گویند از اهلی استخرپارس و تبری وی را اهل مدینه میداند(تازی بودن آن محتمل است)ومیتوان این نام را همان ماذرایا دانست که در ساحل چپ دجله در محلی که کنون کوت العماره قرار دارد یعنی درست در عراق دو قرن پیش از مزدک مردی بنام زرتشت بونده بپیا بوندس (منظوراشوزرتشت پیامبر ما ایرانیان نیست)پسر خرگاناز مردم پسا (فسا)که مانوی بود آئینی به نام دریست دین پی افکند که مزدک آن را رواج داد دریست دین به منزله ی اصلاحی در دین مانی بود ومعتقد بودنند که تاریکی (ظلمت)از روی اراده عمل نمکندبلکه رفتارش کورکورانه است و از روی اتفاق بنابراین اختلاط نور وتاریکی نتیخه ی آن این جهان مادی است که مازیاد در فلسفه ی این دو آئین وارد نمیشویم در جامعه ی مانویان مومنان درجه اول (برگزیدگان)مجبور به تجرد بودنند اما پیشوایان مزدکی دریافتنند که مردم عادی نمی توانند از میل و رغبت به لذات و خوشیهای مادی از قبیل تملک زنان ثروت ویا خواستن و دارا شدن زن مورد علاقه دست بردارند ((بخاطر سرشت انسانی ))مگر اینکه بتوانند این خواستها را آزادانه برآورده کنند پس این را سر لوحه ی دین و جنبش خود نمودنندو گفتنند خدا تمامی وسایل زندگانی را ((که زن هم همچنین ))در زمین در دسترس همگان قرار داده است تا بطور مساوی ((زن هم همچنین ))بشر استفاده کند .

                                                                  ادامه در جستار بالا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 11:50  توسط آریانا  | 

کیسیا .ماجرای دژ زنان

ادامه جستار

وگفتیم که خالدبن ولد این ننگ آفرینش نذر نمود که اگر این دژرا فتح کند از خون ساکنان آنجا(کودکان .پیران)نهر جاری کند این دژ شش ماه محاصره بود ودر این مدت جنگهای پارتیزانی کیسیا ویارانش انجام میدادند و بسیاری از تازیان که در اطراف دژچادر زده بودنندرا زخمی ویا به درک واصل میکردنند اما کم کم پس از شش ماه پایداری توشه ی خوراکی و آب آن بیگنا هان رو به اتمام بود وهمچنین کودکان و کهنسالان بسیاری بخاطر درازای محاصره از بیماری درگذشتند.کیسیا راه را در جنگ تن به تن میدید یا اینکه پیروز میشوند و ساکنان دژ از این خطر نجات میابند یا اینکه  شکست میخورند خود در ره ایران شهید میشوند و ساکنان دژکه همانا کودکان و پیران بودنند لااقل از تشنگی و گرسنگی نمیمیرند به این طریق  کیسیا و زنان جوان دگر شیر گونه به لشکر ایران ستیزان زدنند و بسیار از آنان همچو کیسیا زن قهرمانآریایی کشته شدنند 

                        سرکه نه در ره ایران بود                    بار گرانیست کشیدن بدوش

واما پس از کشته شدن کیسیامعلوم شد کیسیا در اینکه تازیان بر اسیر رحم آورند اشتباه میکرد چرا چونکه سنت تازی انسان ستیزی است دوستان. خالد بن ولید این ننگ آفرینش دستور داد یک به یک کودکان ومردان و زنان پیر را آوردنند ودر پای آن نهر خشکیده ی کنار دژ همچو گوسپندان سربریدنند 

واما چون کف نهر خشکیده شن بود هر چه خون میرختند(سر میبریدنند)شن خون را میبلعید یکی از یاران خالدبن ولید گجسته بدو گفت یا ولید اگر ما تمامی جهانیان را در اینجا ذبح کنیم جوی خون روان نشود بیا خون ها را با آب گرم روان کنیم تا ادی نذر نموده باشی!!!!!! وآن گجستک چنین نمود و پس از این کار ضد انسانی او دست به نشانه ی سپاس گذاری بالا آورد و از خدای خود شکر گذارینمود. دوستان آیانباید برای کیسیا و ساکنان دژ زنان گریست و به روان این درگذشتگان درود فرستاد  و ما همگی درودی اهورایی به آنان فرستیم .  

                                                                                                پایان

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 14:25  توسط آریانا  | 

کیسیا .ماجرای دژ زنان

بخشنودی اهورا مزدا

دوستان این رویداد تاریخی براستی نشانگر اوج دشمنی تازیان در بدو ورود تازیان به ایران است

در اینجا متذکر شوم در نوشتارها اگر مراد از  تازیان همانهایی است که در ابتدا بنام دین به ایران تازش کردنند و تمامی داشته های ما را از ناموس کودکان خاک را به توبره فنا بردنند و نیت ما توهین به هیچ مسلک یا نژادی نیست و ما تنها مینویسیم راستیهای تاریخ مان را .

دوستان کیسیا این شیر زن آریایی که همگی سر فرود میاوریم به احترامش و یک دقیقه سکوت میکنیم

در سالی که تمامی مردان ایران سر در ره نگهداری آب خاک و ناموس و آیین نیاکانی به جانبازی جلوی این تازیان ابله  داشتند تو گویی مردی دگر در سامان یافت نمیشد زنان مجبور به نگهداری از آب و خاک میهن بودنند در این میان دژ ی بود که بعد ها در زبان تازی به قلعه امراه(دژ زنان) نامور شد .این دژ که شهر را در خود داشت زنان به سرکردگی کیسیا این دختر دلیر آریایی نگهداری میشد ساکنان این دژ کودکان .پیر مردان و پیر زنان  بودنند .در همین گیر ودار بدستور خلیفه تازی (عمر)خالد بن ولید گجسته به این دژ حمله برد وقتی خالد بن ولید بدانجا رسید و آگاه شد که ساکنان این قلعه زنان و کودکان و پیران هستند خوشحال شد از اینکه این ماجرا بزودی با غنائم و اسیران (زنان زیبا رو )پایان پذیرد و او بزودی نزد خلیفه بازخواهد گشت اما ماجرا طور دیگری بود زنان به سرپرستی کیسیا شیرزن آریایی چنان پایداری جلوی تازیان نشان دادندکه عرب ها ویژه خالدبن ولید گجسته حیرت نمود وآن ابله وقتی کارزار را چنین دید دست به دعا و نذر بردو او نذر کرد که اگر این دژرا فتح کند از خون ساکنان دژ جوی روان کند!!!!!!!!!

                                                                                   ..  ادامه در جستار بعدی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 13:32  توسط آریانا  | 

نگاهی به دین زرتشت.کار و کوشش

بخشنودی اهورا مزدا

یکی از موثرترین عوامل آبادانی و پیشرفت که خوشبختی بشر را به دنبال خواهد داشت کار و کوشش است . اشو زرتشت از همه خواستار است که در راستای پیروی ا ز آیین(قانون)اشا و به یاری منش(اخلاق)نیک در حد توان خود برای پیشرفت و آسایش جامعه انسانی تلاش کنند.

هنرآفرینی و تلاش در انجام کار نیک یکی از راه های نیایش پروردگار است به همین روی درویشی.ریاضت کشیدن.تنبلی.و گدایی ازکارهای ناشایست است.

 کی اشه و منش نیک و شهریارمینوی به سوی ما خواهد آمد.

                                            یسنا هات ۲۹ بند۱۱       

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 0:57  توسط آریانا  | 

آشوزرتشت07
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 0:30  توسط آریانا  | 

نگاهی به دین زرتشت.تازگی و پویایی

بخشنودی اهورا مزدا              

دوستان در آیین زرتشت و در راستای قانون اشا (راستی .درستی. پاکی)نه تنها واپس گرایی روانیست بلکه ایستایی و سکون نیز ناپسند است . فرشه واژه ایی ازپیام اشوزرتشت است که همگان را به سوی تازگی سفارش میدهد .                  

اندیشه و خرد تن و روان انسان و به طور کلی فرهنگ و اخلاق آدمی باید به سوی تازگی و پیشرفت حرکت کند اشو زرتشت در پیام خود از پیروانش میخواهد که همواره جهان را نو و زندگانی را تازه گردانند.به باور پیامبر باستانی ما ایرانیان انسان باید گام هایی هرچند کوچک در راه رسیدن به زندگی بهتر سازنده تر و کسب آسایش وهمراه با آرامش بردارد.

                                              بروز آذر از ماه خورداد۳۷۴۳یکتایی                 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 16:0  توسط آریانا  | 

نگاهی به دین زرتشت.بهشت و دوزخ

بخشنودی اهورا مزدا

اهورا مزدا برای همه خوشبختی و رستگاری آرزو دارد از این رو راه درست زیستن را به کسی که از خردش بهره میگیرد نشان داده است آنها که کژاندیشی را برگزینند بدگفتاری و زشت کرداری به وجود می آورند برخلاف قانون اشا گام برمی دارند وبر اساس فرایندکنش و واکنش نتیجه ی رفتار خود رادریافت خواهند کرد.از این دیدگاه هرگز پروردگار جایگاهی به نام دوزخ برای شکنجه انسان پدید نیاورده بلکه این خود انسان است که از روی عملکردش بهشت ودوزخ را پدید می آورد.  بهشت یا بهترین جایگاه هستی رسیدن به شادی و آرامش روان است که باز تاب اندیشه و کردار نیک انسان است .دوزخ یا بدترین جای هستی یعنی عذاب وجدان و افسردگی روان .پی آمد کژاندیشی است که در دو جهان مادی و مینوی (تن و روان)به سوی انسان بازخواهد گشت.

نیک میدانم هیچ نیایشی نیست که از جان و دل برآید و بی پاسخ بماند.

                                                                            ۵۰بند۸ اوستا

                        

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1384ساعت 1:14  توسط آریانا  | 

نگاهی به دین زرتشت.دو گوهر همزاد

بخشنودی اهورا مزدا

آشو زرتشت در فلسفه وپیام خود به دو گوهر همزاد اما همیستار(متضاد.مخالف)اشاره دارد اثر این دو گوهر نیرویی است که در کوچکترین ذره ها به صورت مثبت و منفی در الکترون وجود دارد ودر همه جای کهکشان و هستی به گونه ی کشش و رانش ویا دو نیروی ناهمگون اثر دارد .اینها هیچکدام در نظم اشا بد آفریده نشده اند بلکه لازم و ملزوم یکدیگرند دوستان از این رو اهورا مزدا آفرینشگر بدی ها و زشتی ها نیست آنچه آفریده شده بر مبنای خرد اهورایی همه نیک و خوب هستند.این دو گوهر همزاد اما همیستار (متضاد.مخالف)به هنگام گزینش پیوسته در اندیشه ی انسان بروز میکند .انسان دانا از خرد و دانش بهره مند است.

سپنته مینو به چم منش سازنده در اندیشه او پدیدار وپویا میگردد و سخص نادان که تنها از احساس و تعصب پیروی میکند در ذهن او انگره مینو به چم منش ویرانگر کننده و آسیب رسان که در زبان پارسی اهریمن بیان شده است به وجود می آید بنابراین  دوستان آفریننده ی اهریمن یا اندیشه ی ویرانگر خدا نیست بلکه انسان نادان ن است که کژاندیشی را به گفتار و دروغ وکردار ناشایست تبدیل میکند.

بهترین گفته ها را به گوش بشنوید با اندیشه ی روشن بر آن بنگرید سپس هر زن ومردآزادانه راه خود را برگزیند.                           ۳۰بند ۲ اوستا

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 16:49  توسط آریانا  | 

نگاهی به دین زرتشت. قانون اشا

بخشنودی اهورا مزدا

نگرش آیین زرتشت به جهان هستی پیروی وپیوستن به قانوناشااست.از دیدگاه اوخداوند جان و خرد جهان را بر پایه ی هنجاری آفریده که بر تمام هستی حکمفرماست اواین هنجار و نظم حساب شده رااشامیخواند استواری قانون اشا بر جهان هستی بازتاب اراده وخواست پروردگار بزرگ است انسان باید خود را با هنجار هستی همگام و همراه سازد.راستی ودرستی مهروفروتنی وفروزه های نیک انسانی رادر خود پرورش دهد قانون اشا نیروی هماهنگ کننده ی جهان هستی است وهیچ پدیده ایی از اتم تا کهکشان وجود ندارد که بر پایه یاین هنجار هماهنگ استوارنباشد.

  ازکسانی باشیم که جهان رابسوی تازگی و آبادانی ومردم را به سوی راستی وپارسایی راهنمایی میکنند.

                                                                                         ۳۰بند ۹    

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 2:25  توسط آریانا  | 

نگاهی به دین زرتشت

بخشنودی اهورا مزدا

آشو زرتشت پیام آور آیین راستی و خرد ۱۷۶۸سال پیش از میلاد به روز ششم فروردین در ایران زاده شد کتاب اوستا زادگاهش را رگه جایی در کنار رودخانه ی درجی در نزدیکی دریاچه ی چیچست گفته اند.

پدر آشوزرتشت پوروشسب مادرش دغدو نام داشته و همسرش هووی.فرزندان آشو زرتشت سه پسر بنامهای ایسدواستر.اروتدنر.خورشیدچهر وسه دختر بنامهای تریتی.فرین.پورچیستا. بوده اند.

آشو زرتشت در ۲۰سالگی تنهایی را برگزید وبه طبیعت روی کردو پروردگار خود را با دیده ی دل شناخت .وی در ۳۰ سالگی از سوی اهورا مزدا به پیامبری برگزیده شدنند و براینخستین بار آیین یکتا پرستی را به جهانیان سفارش نمدنند.

در اندیشه و پیام آشوزرتشت خداوند هستی بخش اهورا مزدا نام دارد.

اهورا به چم((هستی بخش))و مزبه چم((بزرگ))ودابه چم((دانش ودانایی))میباشدواز این دیدگاه خداونددانای بزرگ است.انسان را بندهو برده خود نمیداند بلکه با خردی که به وی بخشش کرده جایگاه ارزشمندو انسانی و دانایی به او پیشنهاد کرده است .از دید گاه زرتشت خداوند کینه توز.انتقامجو.خشمناک.ومجازات گر نمی باشد و بلکه سراسر نیکی وداد است.

     خوشبختی ازآن کسیست که در پی خوشبختی دیگران باشد 

                                                   اوستا ۴۳بند ۱        ادامه دارد.         

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 1:48  توسط آریانا  | 

بخشنودی اهورا مزدا

دوستان خواهشمندیم که با راه اندازی این وبلاگ مارا از آرا و دید گاه خود

درباره ی نوشتارها آگاه کنید و بسیار خوشحال میشویم

در روزهای آینده میخواهیم درمورد این دوبی ننگین جستاری بنویسیم.

که آن ننگ آفرینش میخواند بیا بریم دوبی دوبی .باید به آن گفت تفو

بر تو باد کمی به دخترکان ایرانی که در آنجا هسنند بنگر.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 3:34  توسط آریانا  | 

بخشنودی اهورا مزدا

دوستان این نوشتارها جنبه آزمایشی دارنند اگر نواقصی کنون هست

به بزرگی خودتان ببخشید ودر آینده این وبلاگ بطور رسمی راه بیفتد

                                          با سپاس آریانا

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 2:33  توسط آریانا  | 

بخشنودی اهورا مزدا

دوستان  بزودی نشتارهایمان را خواهید دید

                                                         باسپاس آریانا

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 2:25  توسط آریانا  |