تبليغاتX
فرایران را میستایم

فرایران را میستایم

تاریخی فرهنگی

اوستا

به خشنودی اهورامزدا

اوستا

واژه ی اوستا به چم بنیاد. متن اصلی .اساس.پناه و یاوری آمده است.اما چم مشهور آن کتابهای دینی زرتشتیان است و زبان و خط منسوب به آن.در پهلوی اوستاک و در متون تازی :بستاه.البستاه.ایستا.الابستا. الابستاق. آمده است.اوستا کتاب مذهبی زرتشتیان یکی از آثار کهن و شاید کهن ترین اثر نوشته شده ایرانیان است .گاه و پیشینه آن بسته به تعیین زمان زرتشت که هنوز آنطوری که باید روشن نیست همچنانکه گاتاها به واسطه زبان ویژه خود دلیل کهن خود میباشد اوستا نیز دارای علایم روزگاران بسیار کهن است.در اوستا ساکنان ایران آریا نام دارد و کشور ایران خاک آریانامیده میشودمعاملات جنسی و پایاپای انجام میگیردنه با سکه.اوستا متعلق به دوران مفرغ است زیرادر آن نامی از آهن نیست گلدنر پرفسور آندرآس گوید:واژه ی اوستا یا اوستاک پهلوی از واژه ی اوپستا گرفته شده که چم آن اساس و بنیان و متن اصلی میباشد.در تفسیر پهلوی اوستا کلمه مذکور اپستان (به چم پشتگرمی) شد.در زبان ارمنی اپستن به چم اعتماد است.دالا دانشمند پارسی هند احتمال میدهد کلمه اوستا از واژه ((وید)) به چم دانستن گرفته باشد و مراد از آن شناخت و خردمندی است .در دوران بلاش یکم اشکانی و سپس در دوره ی ساسانیان (( در دوران اردشیر بابکان به وسیله تنسر و در دوره ی شاهپور پسر اردشیر به وسیله ی آذرپادماراسپند)) به گرد آوری وتربیت و تدوین اوستا پرداختند و گویند اوستای کنونی ۵/۱ آن است .در زمان ساسانیان تفسیری به زبان پهلوی بر اوستا نوشتند که آن را زند گویند و غالبن اوستا را با واژه ی زند می آورند .و سپس شرحی بر زند نوشتند و آن را پازند خواندند که زبانش پالوده و روانتر از زبان زند است چم هزوارش (واژه های آرامی)در آن وجود ندارد .اوستای اشکانی و ساسانی دارای ۲۱ نسک و در پنج بخش است که عبارتند از:یسنا(دارای ۷۲بخش که ۱۷ بخش آن را گاتاها تشکیل میدهد). ویسپرد ۰یشتا۰خرده اوستا۰وندیداد۰ اوستا در دورهای گوناگون نوشته شده و تنها گاتها در دوره ی اشو زرتشت نوشته شده است.بخشهای اوستا شامل نیایش اهورامزدا و امشاسپندان و ایزدان و موضوعهای اخلاقی و دینی و داستانهای ملی و غیره.به گفته ی دین کرت یا دین کرد در دوران هخامنشیان دو نسخه از اوستا در ایران بوده است که یکی را اسکندر گجستک در آتش سوزی استخر سوخته و نسخه ی دیگر را با خود برده و آنچه راجع به پزشکی ستاره شناسی فلسفه و جغرافیا و جزو آن بوده به یونانی برگردان (ترجمه)شده و بخشهای دیگر از میان رفته است.اوستا در یک زمان و دوران نوشته نشده بخشی را که اشو زرتشت سروده کهنترین بخش اوستا موسوم به گاتها شامل هفده سرود است. به گفته تاریخ در سال سی ام پادشاهی گشتاسب زرتشت این نسک (کتاب)را بر ۱۲ هزار پوست گاو به خط زرین نوشته به گشتاسب عرضه میکند و او کیش زرتشت را می پذیرد در زمان ساسانیان به گردکردن پراکنده های اوستا پرداختند اما تنها ۳۴۸ فصل به دست آمد و آن را به ۲۱ نسک تنظیم کردنند .از اوستای ساسانی نیز امروزه ظاهرن بیش از یک ربع آن در دست نیست .آنچه را که منسوب به اوستا باشد اوستایی گویند از جمله زبان اوستایی که از زبانهای باستان و آریایی است که کتاب مقدس زرتشتیان به آن نوشته شده است .زبان اوستاییبه احتمال زیاد از زبانهای نواحی شرقیایران بوده چراکه در آن دو لهجه کهن (گاثی=گاتاهی)و جدید میتوان تشخیص داد.کهنترین بخش اوستا یعنی سرودهای زرتشت احتمالن پیشتر از سده ی دهم پیش از میلاد تنظیم شده ولی قسمت عمده آن که جدیدتر است متعلق به دوره هخامنشیان است.اوستا به زبان شمال غربی (برخی شرقی میدانند) و از راست به چپ نوشته میشود و حال اینکه پارسی باستان یا فرس هخامنشی با خطوط میخی و از چپ به راست نوشته میشد.زبان اوستایی با زبان سانسکریت از یک ریشه است .طبق دیدگاه پژوهشگران زبان اوستایی و پارسی باستان دو شکل متوازی و مستقل از یک زبان هستند.زمان اوستا همچو زمان زرتشت نمی توان از عهد سرودهای ریگ ودا و تورات پایین تر آورد و گاهی آن را بیش از ۳۰۰۰- ۲۵۰۰سال پیش از مسیح میدانند قدمت زبان اوستایی خیلی پیش از زمان زرتشت است زیرا باید زبانی آنقدر رایج باشد تا پیامبری برای فهماندن آیین خود به زبان مردم سخن بگوید.   .پایان

   ای مردم بهترین سخنان را بگوش هوش بشنوید و با اندیشه ی روشن و ژرف بینی آنها را برسی کنید هر زن و مرد راه نیک و بد را شخصن برگزینید پیش از فرارسیدن روز واپسین همه بپاخیزید و در گسترش آیین راستی بکوشید.    گاتها سروده۳۰ بند۲

هر دانا و خردمندی باید دیگران را از پیامدهای کردار نیک و بد آگاه سازد که پایان کارهای زشت بدبختی و سرانجام کارهای نیک خوشبختی است. گاتها سروده۵۱بند۸

کسی که در پی تباهی دیگران برآید مبادا از کرداربدش آسیبی به دیگران رسد و بشود که بدی و آزار او  به خودش برگردد چه برابر قانون تو ای مزدا خوشی و خوشبختی از بدکاران و آزار رسانندگان دورخواهد ماند. گاتها سروده ۴۶ بند ۸

                                                                                                                    

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 1:39  توسط آریانا  | 

تحقیر ایرانیان بدست تازیان

به خشنودی اهورامزدا   

 

شهنشاها سر از خاک بردار ایران ببین     که بی تو خراب است ایران زمین

بخوبی پیداست که وقتی تازیان یا بهتر بگویم تازیان مسلمان شده به ایران یورش کردنند و ایرانیان با دسیسه های فراوان خودی و بیگانه از تازیان گجستک شکست خورد ند تازیها با ما ایرانیان رفتاری را کردنند که براستی لایق خود و اربابانشان بود نه ما ایرانیان که سدها آقای جهان بودیم این نابخردان که تازه خود را مسلمان هم می نامیدنند چنان راه کوچک کردن ایرانی را در پیش گرفتند که آدمی براستی از این همه کینه نسبت به ما ایرانیان حیرت میکند که این همه کینه ی تازیان در آغاز تاراج ایران بنام اسلام بازی هم باز میگردد به احساس حقارتی که از ایرانیان در طول سالهای متمادی از ما آریایی ها داشتند بود پادشاهان ما تا پیش از این فتنه یورش مسلمانان چنان قدرتی داشت که هیچ سوسمار خواری جرات این را نمی یافت که خون از دماغ یک عنصر ایرانی برید چه برسد داعیه رهبری و آقایی بر ایرانی را کند بله براستی اسلام آوری ما ایرانیان نشان شکست ما بود نه چیز دگر در این بین وقتی امیه به سلطنت اسلامی رسید آقایان برابری و برادری پرچم سیادت العرب را برافراشتند بدین معنا که ما ایرانیان در مقابل تازیان نجس و متعفن خوار هستیم و آنان آقا و مولای ما هستند و ما آریاییها موالی آنانیم آیا براستی این مانند یک طنز سیاه نیست گویند که اگر یک ایرانی یک عرب را میدید باید جلوی او دست به سینه و روی زانو مینشست تا آن عرب ننگین از جلوی آن برود و یا هیچ ایرانی حق نداشت در مقابل یک تازی سوار بر اسب باشد و اگر یک ایرانی یک دختر عرب بدو ساکن دور افتاده ترین منطقه عربی را میگرفت و تازیان میفهمیدنند  او را وادار به طلاق آن زن میکردنند و او را شلاق میزدنند نمیدانیم تکلیف آن همه دخترکان زیباروی ماایرانیان  را که به اسم اسلام  در بدو ورود این چپاول پیشه گان به تاراج بردنند چیست و ما ایرانیان چه مجازاتی باید آنان را میکردیم.معاویه در همان سالی که به اریکه اسلام و عرب تکه زد قانون سیادت العرب را بنا نهاد البته برخی از تاریخ نویسان بقول برخی روایات آمده که علی بن ابیطالب و حسین بن علی نیز بدور از این دیدگاه نبودنندو آمده که حسین بن علی فرمودنند که ایرانیان را باید مردانشان را کشت و زنانشان را به کنیزی برد که البته اگر او چنین سخنی را گفته باشد توجیه پذیر است چون او هم یک عرب بوده و در فرهنگ همان جا رشد نموده و این کینه ایرانی در تازیان مربوط به یک شخص نمی توانسته باشد و آن رفتاری که تازیان با ایرانیان کردنند گواه همین سخن است والا چگونه طلعیه داران مسلمان  نمیتوانستند لااقل در جایی سخن از اینکه ظلم به ملت ایران شده است ناموسشان به حراج میرود داراییشان به توبره فنا دارد میرود بگویند و مخالفت کنند جز اینکه هم راه و همفکر آنان بودنند که ما در قضیه فرش بهارستان که منسوب به خسرو پرویز بود را رفتار آنان را دیدیم دوستان مثلمن هر عربی به فکر منافع عرب دیگر است و نمیشود فرق زیادی مابین آنان گذاشت تازیان دویست سال خود را آقای(سید)مولای بیچون و چرای ایرانی میخوانندنندتا اینکه بابک ها یعغوب لیث ها پیداشد و ایرانیان باز توانستند خود را پیداکنند و آری بسیار جای شگفتی است که ما ایرانیان براستی آقای جهان باستان روزی از یک قوم کثیف پست و حقیر شکست خوردیم براستی شگفتا. پاينده ايران

                                                                     روز دي بآذر ازماه مهر۳۷۴۳يكتايي

 

aryana_parsi3743@yahoo.com 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 2:27  توسط آریانا  |