تبليغاتX
فرایران را میستایم -

فرایران را میستایم

تاریخی فرهنگی

به خشنودی اهورا مزدا

خرافات

اغلب همچون ابزار خاصی حمایتی هستند که آدمیان و گروههایبرای اینکه به خود اعتماد یابند و از هر آنچه موجبات اضطراب آنان را فراهم می سازد ایمن شوند پدید میاورند.به این چم خرافات آرام بخش (وجدان نیک)است.به قول آندر مورا"ما برای آموختن به مدرسه نمی رویم بلکه به مدرسه میرویم تا خرافات طبقه خود را فراگیریم خرافاتی که بدون آن در زندگی خود بدبخت و بینوا خواهیم بود." اساس خرافات را وضع اجتماعی اعتقادها وتجربیات خاصی که به گروه منتقل میشود تشکیل میدهند بسط و نشر خرافات تحت تاثیر تلقین و تقلید صورت می پذیرد.خرافات به پدید آمدن شکل ها ی گوناگون رفتار و طرز تلقی نضیر تبعیض قوم مرکزی نژاد پرستی تجربه افراد و گروها دوری طبقات از یکدیگر می انجامد.

خرافات از نظر روانی-اجتماعی موجب فرافکنی یا وسیله برون افکندن احساس گناه گروههای ممتاز در درون سلسله مراتب اجتماعی است که میل به تردید در موردآنرا ندارندبنابراین گروههای زیرسلطه را منتسب به داشتن نواقص .فرومایگی وحتافقدان اخلاق میکنندتا وضع نابرابر آنان را توجیه کنند.  

درموضوع اعتقادات بشربرای راهنمایی خودش به عقل اتکا نمیکنداما به واسطه میل و احتیاجی که به دانستن علت وجود اشیا دارد به قلب و احساسات و قوه ی تصور خودش پناهنده میشود فیلسوف بزرگ ارنست هگل  در خصوص پیدایش خرافات و افسانه ها نزد اقوام اولیه بشر باور داردکه مبدا و اصول آنها همه از یک احتیاج طبیعی ناشی میشود که بصورت اصل علت و معلول در قوانین عقلانی بروز کرده و بویژه این خرافات در اثر حوادث طبیعی مانند آذرخش .زمین لرزه .خورشید و ماه گرفتگی و غیره که تولید ترس یا تهدید خطری را مینمایند ایجاد میشود .هرگاه خرافات و اعتقادات و افکار ملل وحشی نیمه متمدن و متمدن را با هم مقایسه کنیم درمیابیم که تقریبن همه آنها از یک اصل و چشمه جاری شده و بصورت گوناگون بروز کرده دانشمند بزرگ ادوار تیلر دراین باره گوید((وقتی که عادات و اعتقادات چادرنشینان وحشی را با را با ملل متمدن بسنجیم تعجب خواهیم کرد که چقدر از قسمتهای تمدن پست با تغییر جزیی در تمدن عالی دیده و شناخته میشود و گاهی هم مشابهت تام دارند)) پیداست که توده ملت در همه جای گیتی تنها به فکر زندگیست و هیچ وقت چیزی را اختراع نمیکند ولی در هر زمان حتا در محیط های خیلی بدوی و اولیه در میان توده منفی که تشکیل اکثریت را میدهدکسانی پیدا میشوند که فکر میکنند و اختراع میکنند ویا به عبارت دگر افکار و احساسات توده مردم را گرفته بصورت جمله های حکمت آمیز در می آورند و ازهمین طبقه است که توده عوام دانش و اعتقادات خودش را میگیرد ولی باید دانست که یک قسمت این عادات و خرافات که امروزه در نظر جامعه زشت و ناپسند می آید بی شک فکر ایرانی آنرا ایجاد نکرده بلکه در نتیجه معاشرت با نژادهای بیگانه و بواسطه فشارهای مذهبی و خارجی تحمیل شده است از طرف دیگر همسایگانی مانند کلده و آشور که میتوان آنها را مادر خرافات و جادو نامید باخداهای ترسناکشان .قربانیها.سعد و نحس روزها ساعات تاثیر ستارهها در سرنوشت انسانها و غیره اگرچه ایرانیان کمتر از همسایگان استعداد گرفتن خرافات را داشتند ولی روهمرفته افکار آنان در ایران بدون تاثیر نبوده از آنها که بگذریم هجوم یونایان با پیشگوها .خداها .و نیمچه خداهایشان سپس مجاورت با رومیها با منجم باشیها و اختر شناسانشان از طرف دگرمهاجرت یهودیها و خرافاتی که از مصر و بیابانهای عربستان با خودشان سوغات آوردنندو بلاخره حمله ی تازیهای ننگین پایه خرافات را در مام میهن ایران مستحکم کرد خرافات کاهی بوجود ماید و جانشین خرافات دیگر میشود و زمانی هم از بین میرود ترقی دانشها اندیشه ها و زمان به این کار خیلی کمک میکند بسا اتفاق میافتد که یک دسته از آنها را از بین میبرد در صورتی که یک دسته دیگر خیلی سختر جای آنها میآورد  البته اگر آنها را به حال خود بگذارند جنبه الوهیت خود را تا دیر زمان نگه می دارد برای از بین بردن این گونه موهومات هیچ چیز بهتر از آن نیست که چاپ شوند تا از اهمیت و اعتبار آن کاسته سستی آن را واضح و آشکار بنماید به گفته تیلر (( آنچه را که تمدنهای پست و خشن قدیم در جامعه ما به صورت خرافات اسف آور باقی گذاشته است پرده از رویش بردارد و آها را یکسره نابود و ریشه کن بنمایداین کار اگر چه چندان گوارا نیست اما برای آسایش و آرامش جامعه بشر لازم و بایسته است و به این طرز علم تمدن همان طوری که برای پیشرفت جامعه جدان کوشیده و کمک میکند برای از هم گسیختن زنجیرهایی که او را مقید کرده نیز باید اقدام بکند و بخصوص این دانش برای پیشوایانی است که به جهت اصلاح و تجدد جامعه کمر بسته اند)).اما نباید فراموش کرد که دسته ایی از این آداب و رسوم نه تنها خوب و پسندیده هستند بلکه از یادگارهای روزهای پرافتخار ایران میباشند مانند جشن نوروز.جشن سده .جشن مهرگان چهارشنبه سوری و غیره که زنده نگهداری آن از وظایف مهم ملی بشمار میروندو برای آنان باید مقام جداگانه ایی قائل شدمثلن آتش افروزی در زمان کهن مانند یک کارناوال وجود داشته چنانکه امروزه در اروپا وجود دارد آداب عقد و عروسی .شادی تمیزی ویا افکار بی زیان خنده آور و افسانه های قشنگ ادبی بطور کلی تاثیر خوبی در زندگی دارد و همین کهن بودن مردمی را نشان میدهد ولی خرافات که از خارج به ایران آمده زندگی را مشکل و زهر آلود میکند مانند اعتقاد به بد یا خوب بودن ساعت.قربانی کردن جانوران بیگناه. تقدیر ووو . .پاینده ایران.

                                                                            ۳۷۴۳یکتایی   

                                                                                          

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 11:28  توسط آریانا  |